دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

105

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

فرمود : آن پسر ، از آن توست ، و سپس فرمود : فرزند از آن فراش است و زناكار را بهره‌اى نيست . آن‌گاه چون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مشاهده كرد آن پسر به عتبه مشابهت دارد ، به همسر خودش سوده ، دختر زمعه فرمود : خود را از آن پسر بپوشان ، و آن پسر تا آخر عمر سوده را نديد . از اين حديث شريف ، دانسته مىشود كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بر اساس ظنون غير معتبر حكم نكرد و حتى مشابهت دو انسان را به يكديگر دليل بر اثبات رابطهء پدر و فرزندى بين آن دو ندانسته است . پس بر اساس حديث شريف « الولد للفراش » در مورد مشكوك ( آيا فرزند از آن پدر است يا خير ) ، حكم مىشود كه بچه به او ملحق مىشود ، امّا در موردى كه يقين به الحاق ولد و يا يقين به نفى آن وجود دارد ، جاىگاهى براى تصرّف در روايت وجود ندارد . و امّا دستور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به روپوشيدن از او هم از باب احتياط بوده است . اختلاف در سبب تحقق فراش چيزى كه موجب مىشود ، تا فراش محقق شود و فرزند به آن ملحق گردد ، در نزد فقيهان مختلف است . آنچه تا اينجا در معنا و مفهوم قاعدهء معروف « الولد للفراش » گفتيم ، آن است كه بچّه به فراش ملحق مىشود ، ولى سؤال اين است كه فراش به چه چيزى محقق مىشود ؟ ابتدا به آراى فقيهان عامه دربارهء اين موضوع اشاره مىكنيم : 1 . ابو حنيفه و پيروان او معتقدند كه صرف عقد بين زوج و زوجه سبب فراش مىشود و ملاك ، عقد دو زوج است ؛ اگرچه علم وجود دارد كه زن و مرد هيچ‌گاه باهم جمع نشده‌اند ، و بىدرنگ در همان مجلس پس از آنكه عقد صورت گرفت ، زن را طلاق دهد و زن پس از نه ماه فرزندى به دنيا آورده است . در اين صورت ، فرزند به آن زوج ملحق مىشود . علّامه بدر الدين عينى شارح صحيح بخارى از اين فتواى ابو حنيفه اظهار تعجب مىكند و مىگويد كه ابو حنيفه از بين فقيهان اسلام مطلب شاذ و خلاف قواعد فقهى گفته است . او معتقد است اگر مردى زنى را به عقد خود درآورد و او را بىدرنگ بعد از نكاح طلاق دهد ، بدون اينكه امكان وطى او وجود داشته باشد ، و اتفاقا زن فرزندى را به دنيا